X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسی که بر عکس بسیاری ، فکر می کند . دست نوشته هایی شامل : تاریخ ، سیاست ، جامعه و ...
 
آرشیو
نگاه به موضوعات یاوه نامه ها
 
پنج‌شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1388
آزادی

آزادی


این مطلبی که می خوام امروز بگم رو خیلی از دوستان قدیمی توی وبلاگ مرحومم خوانده اند ، که با چرخش روزگار و تکرار اون به یک شکل دیگر در دانشگاه دقیقا تکرار شد .


یادمه تقریبا سه سال پیش حدودای آذر ماه سال 85 بود که تقریبا هفته ای دو بار با جمع کردن پول توجیبی هام و رفتن به میدان انقلاب و چرخیدن در انواع مغازه هایی مثل انتشارات گوتنبرگ و امیر کبیر و ... خرید چندین کتاب سعی می کردم از وقت های آزادم نهایت استفاده رو ببرم .


یکبار در کنار یکی از این کتاب فروش های دست فروش بودم و داشتم کتاب هایش را ورق می زدم که خانومی در کنارم ایستاد و درخواست انجیل کرد . وقتی فروشنده در حال گشتن داخل کارتن هایش بود تا انجیل یوحنا را پیدا کند و به وی دهد ، خانوم جوان که گویا توجهش را کتاب در دست من جلب کرده بود با لحنی پرسشی گفت ، به این چیزها علاقه دارید ؟


عرض کردم بله ، که همین صحبت ها و نگرش حکومتی و تئوری های حکومتی به درازا کشید و دست آخر با گفتن جمله ای بطور جد مرا متعجب و عمیقا متاثر کرد . 


گفت که قصد مقیم شدن در آمریکا را دارد و وقتی پرسیدم چرا گفت برای آزادی ، برای اینکه اینجا آزادی نیست . پرسیدم آزادی را در چه می بینی و گفت : آزادی حجاب ، آزادی روابط دختر و پسر و اینکه اگر به خانه دیر بروی کسی تو را باز خواست نکند که کجا بودی !!!


همانجا بود که برای بار نخست بر خود لرزیدم !!!


مطلب مشابه بعدی صحبتی بود که با یک دانشجویی در همان روز نحس که وصفش در پست قبلیم آماده بود بطور ضمنی پیش آمد و با گفتن این صحبت از طرف من که فردی در کلاس قبلی از حکومت شاهنشاهی دفاع کرده بود و آنرا بهترین شیوه حکومت دانسته بود آغاز شد که  تحیر فراوان من زمانی همراه شد که فرد مورد اشاره با گفتن این جمله که آن حکومت بهتر بود سخن آغاز کرد و با محکوم کردن عدم وجود آزای حجاب جمهوری را به سطل آشغال پرت کرد !!!


حالا اینکه اساسا مسئله حجاب چقدر مورد اهمیت است و تا چه حد از اولویت هاست بحثی جدا است و مقوله ای جدا را می طلبد ولیکن براستی هدف از اعتراضات و نقد ها گرفتن آزادی حجاب و دست در یقه ی جنس مخالف راه رفتن است ؟


وقتی من نوعی که دانشجو هستم از لزوم نهادینه شدن دموکراسی به عنوان زیر ساخت توسعه سخن می گویم و نا گهان با فردی رو به رو می شوم که مدعی عدم وجود دموکراسی است و خواهان آزادی است ولیکن دموکراسی را در این چیز ها می بیند و حکومت مطبوعش رضا خانی و شاهنشاهی است و چنان با شور و شعف از آن تعریف و تمجید می کند مانند آنست که پارچ آب سردی را بر فرق سر من ریخته اند .


وقتی که قشر دانشجو به این نتیجه می رسد که حکومت شاهنشاهی ایده آل و دموکراسی را در آزادی روابط و حجاب می بیند باید یقه نخبگان و روشن فکرانی را گرفت که بی شک در این تفکر سهم بسزایی داشته اند و ای کاش قشر روشن فکر در تبیین اهداف کمی فعال تر بود !!


آیا براستی هدف و تلاش بچه های انجمن های مختلف دانشگاهی که حتی زحمت چاپ مطالبی بدون مجوز را به خود می دهند و پیه همه چیز را بر تن خود مالیده اند و تلاش آن همه شخصیت های تبعیدی و زندانی و فوت شده ، آزادی روابط بوده ؟!؟


هرچند که جهالت ها و تندروی های مربوط به عناصر خشک و متحجر در پرداخته شدن این تفکرات بی سهم نیست !!


(( توضیح عکس : عکس فوق را تقریبا دو روز پیش زمانی که ماشینم را می خواستم در کوچه ای با نام بخشنده در نزدیکی های دانشگاه امیر کبیر پارک کنم و به دانشگاه مذکور بروم،  گرفتم که در آن نوشته شده : بی حجاب محتاج نگاه کردن دیگران است ، مرگ بر بی حجاب !! ))


مانی


=============================================


یه چندتا مطلب خیلی کوتاه بگم :


1- از دوستان بخاطر ضعف مطالب اخیر شدیدا عذر می خوام و گناه بی شک گردن قلم قاصر و عجز کلامی من است . به همین دلیل خواهشا انتقاداتون رو بگین از نوع نوشتارم .


2- اگه مشکلی پیش نیاد آپ بعدیم در مورد مزاحمت های خیابانی هست .


3- چند روزه هیچ خبری از یه عزیزی ندارم و حس فعلیم حس خیلی بدیه !!


4- سه شنبه برای عرض تسلیت به خانواده دوست عزیزم شهروز سری زدم که بعد از مدتها این دیدار منو بگریه انداخت و وصف حال اون دقائق واقعا دشواره . 


5- بارون دیروز هم انصافا خیلی غافلگیرانه و جذاب بود !! 


6- آخر هفته خوبی داشته باشید .


مانی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 63895


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
 
 
free counters