X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسی که بر عکس بسیاری ، فکر می کند . دست نوشته هایی شامل : تاریخ ، سیاست ، جامعه و ...
 
آرشیو
نگاه به موضوعات یاوه نامه ها
 
سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387
آی آقایان نکند قرار است خدا شوید !؟؟! ( مطلب برتر سال )

( متن زیر الهام گرفته شده از متنی با همان تیتر از بیژن صف سری سردبیر سایت منحل شده ی ایران ما در مورخ تیر سال ۸۵ می باشد ) 

 نقل است که روزی میرزا رضا صدیق الدوله نوری نزد مظفرالدین شاه رفت و پس از آنکه شاه احوال او را پرسید ، دستور داد تا مبلغ هزارتومان به او کمک کنند ، شاه ضمن دلجویی از صدیق الدوله گفت : حالا این پول را بگیر، انشا الله کارو بار ما که بهتر شد باز هم به تو کمک خواهیم کرد. اما این وسط  صدیق الدوله که متعجب شده بوده  به لهجه مازندرانی به شاه می گوید : وقتی در تبریز ولیعهد بودی همین حرف را میزدی حالا که شاه شدی باز هم همان وعده را می دهی ؟مگر قرار است بعد از شاه شدن چه بشوی ؟ نکند قراراست خدا شوی ؟!؟ 

 حال حکایت ما و دولت مردانی که مدتهاست بدین وضع عمل می کنند نیز حقیقتا بر همین مبناست و آقایانی که از سی سال وعده هایی جهت بهبود امور می دهند حال بد نیست با خود فکر کنند که پس نتیجه چه شد ؟!؟! 

 

انقلاب که تمام شد با صدای ترمیم حکومت و پاکسازی از عناصر مزدور دوره ای را گذراندید و آن جنگ ۸ ساله که حقیقتا تحمیلی بود بر دوش ملتی که تازه داشت خودش را جمع می کرد و آن خس خس سینه هایی که در جنگ آماده تحقق آرزویی بودند تا آقایان نا گاه خدا نشوند همه و همه گذشتو شد نعمتی با از دست دادن شهیدان و مفقود الاثران و جانبازان و ایضا یتیمان و زنانی که بی سرپرست شده بودند  . 

 

قریب دهه ای را با شعار سازندگی گذراندیم و روزی یک سد خاکی افتتاح کردیم و پروژه هایی نا تمام را افتتاح کردیم تا ثابت کنیم می توانیم . 

 

بعد از آن دولتی بر سر آمد با شعار مردم سالاری دینی و اینبار سیدی بود که سوپاپ اطمینانی را باز گذارد و نان و آب و غذا و مسکن را از فرعیات بخواند و آزادی مطبوعات و قلم را اصلی بخواند و با رای نجومی ۲۰ میلیون باز هم ابقا شد و ولی چه سود که از آن دولت هم جز گروهی زندانی سیاسی و مطبوعات توقیفی چیزی به ارث نرسید جز اجازه ی انتقاد از دولت  !!! 

 و دولت آن سید نیز به پایان رسید و به تابوت تاریخ پناهنده شد تا باشد افکاری از مردم آینده تا در موردش قضاوت کنند و انتخاباتی پیش آمد تا مردم بین بد و بدتر انتخابی کنند و مردمی که از ترس آنکه نکند قلندری انتخاب شود بی رای آنان رای ریختند و غافل از آنکه ... 

 

خود ادامه اش را می دانید و نیاز به گفتن نیست !! 

 

و حالا ما هستیم و آرزو های مانده بر دل از داغ انقلاب و ایضا از نهمین دولت انقلابی که با شعار مهرورزی، جهانی را با ما دشمن کرده .  

 

car_2008_21decb

 

دولتی که قرار بود باآوردن پول نفت بر سفره های مردم درمانده در معاش ، رفاه عمومی را جایگزین فاصله های طبقاتی کند اما خون دل به کاسه های خالی گرسنگان ریخت وبا ندانم کاری های بس حیرت آور، رونق بازاری اگر بود را به کسادی کشاند و هزاران کارگر را خانه نشین کرد، و عجبا که در آستانه چهار سالگی تولد شوم خود با وعده های سر خرمن ، سفت بستن کمربند ها را برای مدت ۴ سال دیگر را نوید می دهد و انتظار صبوری بیشتر از ملت صبور را دارد و ...... حیف که قلم نیز از ادامه صحبت قاصر است ، پس :  آی آقایان، نکند قرار است خدا شوید ؟ 

 

مانی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 63895


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
 
 
free counters