X
تبلیغات
رایتل
دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسی که بر عکس بسیاری ، فکر می کند . دست نوشته هایی شامل : تاریخ ، سیاست ، جامعه و ...
 
آرشیو
نگاه به موضوعات یاوه نامه ها
 
سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387
باران که می بارد تو می آیی !!

وقتی می خوای اولین متن یه وبلاگ رو بنویسی هزار تا ایده به ذهنت حمله می کنن که با این شروع کنم بهتره بعد تا می خوای شروع کنی به نوشتن عنقریب یکی دیگه حمله می کنه که نه آقا با این یکی شروع کنم خیلی بهتره !!  بعد از کلی فکر کردن که آقا مقاله سیاسی بنویسم یا اجتماعی یا تاریخی به خودم گفتم وقت واسه اونا زیاده و چه بهتر در مورد عشقم بنویسم .  

آره ، بارون !!

  

 

حالا چی شد که اولیش شد بارون !!  

 

بارون خودش یه فلسفست البته نه از قماش فلسفی کانت و هگل و از این قبیل بلکه فلسفش زندگی منه !! اصلا یه جور دیگه باز کنم قضیه رو بهتره !! 

 

همیشه از بچگی یادمه وقتی بارون میومد همه مردم می رفتن داخل خونه هاشون ، همه پنجره ها رو می بستن ، همه بچه هاشونو از توی کوچه خیابون صدا می کردن که آهای بچه بدو تو سرده ،‌ نچایی .  

حالا این وسط اون بچه مادر مرده ای که دوست داشت زیر بارون نفس بکشه تکلیفش کلی آه و نفرین و ناله و ... هست .   

 

بارون برای من نماد همه چیز هست ، نماد زیبایی ، لطفات ، بی ریا بودن و از همه مهم تر با احساس بودن و در عین حال مقدس !!!  . احساسی که برای وصفش می تونم بگم وقتی می بینیش سر خوش می شی و وقتی این حس رو قشنگ تر لمس می کنی که یادت بیاد چقدر از مردم تو همین کشور خودمون چشمشون همیشه به این آسمون دوخته شده که براشون امید بباره . 

 

برای من وقتی بارون می زنه تداعی روز های گذشته هست و عجیب تر اون هست که خاطره ی تلخی از بارون ندارم و این برای من زیباست که دوستانی دارم وقتی بارون میاد با اس ام اس و زنگ منو شرمنده خودشون می کنن و همیشه با حرفای قشنگشون به من یادآوری می کنن هنوز کسایی هستند که بارون رو وقتی می بینن منو بیادشون میارن و زحمت زدن یه زنگ یا مسیج رو به خودشون می دن . 

 

حقیقتش فکر نکنم کسی توی دنیا باشه که اندازه من بارونو دوست داشته باشه ، یه جورایی تطهیر کننده بودنشو قبول دارم چون وقتی زیرشم احساس تنفس پاک می کنم و خلوتی عجیب خیابونا به من این قدرت رو می ده که حتی زیر بارون عین دیوونه ها بدوم . 

  

 

اصلا یکی از دلایلی که به سیاوش قمیشی علاقه دارم ارادتی هست که نسبت به بارون داره و در همه آلبومهاش اون رو نمایان می کنه .  زیر بارون ایستادن حس جالبیه و در کنار پنجره ای که بارون می خوره نشستن و قهوه خوردن حس قشنگتری داره .  

حسی که با آهنگ فال قهوه شادمهر برای من تداعی کننده خاطرات قشنگ گذشتست و مطمئنم هیچوقت این حس از کنار من نمی ره . 

 

فکر کنم خیلی زیاد شد متن و دوست ندارم خسته کننده بشه متن و فقط بعنوان آخرین کلام در مورد وبلاگ بگم که تماما تلاش خواهم کرد مانند بارونی که از بی ریا بودن و صداقتش دم می زنم بتونم مطالبی بدور از ریا و با صداقت بنویسم .  

 

امید است مورد رضایت قرار گیرد . 

 

                                                                                                                  مانی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 63895


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
 
 
free counters