دست نوشته های یک مانی
  
 دست نوشته هایی از سوی کسی که بر عکس بسیاری ، فکر می کند . دست نوشته هایی شامل : تاریخ ، سیاست ، جامعه و ...
 
مرداد 1390
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو
نگاه به موضوعات یاوه نامه ها

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 16 مرداد ماه سال 1390
آدرس جدید

آدرس جدید


http://eteraz1.blogsky.com


 
دوشنبه 23 خرداد ماه سال 1390
ما و انقلاب 57 ... ! ... ! ... ! ... ! در پهنای انحصار طلبی !!

امروز دهم بهمن ماه ، در حالیکه تنها دو روز به دهه فجر باقی مانده ، باز هم هجمه ی تفکرات بر ما مستولی می گردد که براستی دستاورد این انقلاب چه بوده ؟!؟

بارها این سخن را شنیده ایم که حفظ نظام از اوجب واجبات است و به نوعی این مطلب را به آدمی تلقین می کنند که ما به انقلاب بدهکار هستیم و انقلاب به ما بدهی ای ندارد !!!



عکس فوق را که در روز سوم نمایشگاه مطبوعات گرفتم ، نمونه ای از همین تصور است که ما بدهکاری ای به انقلاب داریم ! در بنر مذکور کاملا این عبارت مشخص است ، جمعیت بدهکاران به انقلاب !!


گویا عده ای سلطه گران فراموش کرده اند که در این انقلاب همه ی اقشار و گروه های سیاسی حضور داشته اند و انحصارگرایان گویی می خواهند مشروعیت خویش را از خدا بگیرند و بازهم گویا فراموش کرده اند که در صد سال پیش و در انقلاب مشروطه در اصل اول قانون اساسی اینگونه آمد که : سلطنت موهبتی است الهی که از مردم به پادشاه داده می شود !!

ولیکن اینگونه به نظر می رسد که ایشان بازهم به سمت سقوط پیش می روند و با مطرح کردن چنین عبارات مضحکی ، سعی می کنند تا با استفاده ی ابزاری از یک تفکر دینی خلق را به خود مشغول دارند ! چراکه ایشان انقلاب را نه از مردم ، بلکه از خدا می دانند که هیچ احدی هم با این اوصاف توانایی سخن گفتن در مقابل اینان را ندارد !


هرچند می توان حداقل این پرسش را نیز کرد که اساسا اگر نظامی مطابق میل مردم باشد ، دیگر نیاز به جانفشان برای حفظش ندارد !


متاسفانه جامعه ای در پیش روست که چیزی شبیه قرون وسطی را در آن می بینم و آنقدر انحصار طلبی انقلاب را در خود می بینند که خو نیز باور کرده اند که همه انقلاب بر دوش ایشان ( مقام معظم روحانیت ) بوده و بقیه همه در حال کشک ساییدن بوده اند !



عکس فوق تنها نمونه ای از هزاران عکسی است که از طرف صدا و سیما و هزاران مرجع خبری دیگر سانسور می شود و خودِ این عکس گواهی بر این است که هرگاه این پنچه ها متحد شده اند ، تبدیل به یک مشت شده اند !


هرچند جالب تر وقتی می شود که بیاد آوریم که این تصفیه که از اول انقلاب شروع شده ( ابتدا چپ ها و سپس مجاهدین و در آخر ملی گراها ) اکنون به داخل نظام کشیده شده و گروهی پیدا شده اند که نسل اول انقلاب را به دوری از خط امام متهم می کنند !!


سی و یک سال از انقلاب اسلامی گذشته و مردم ایران با دادن شهدا و تحمل انواع قحطی و گرانی در همان دو دهه اول انقلاب ، همه جوره جور این بدهکاری را پرداخته اند و بنظر می آید که تنها یک توقع داشته باشند و آن هم اینکه نوع دید حاکمیت به انسان تغییر کند و والسلام !


مانی


==================================================


سی دی گذشته سالروز مرگ مهندس مهدی بازرگان ، رئیس اولین دولت موقت جمهوری اسلامی بود ، مردی که بقول رئیس حراست دانشکده مان در گفتگویی دو نفره ، حرفهایش اکنون معنا پیدا می کند ...


شاید هم بقول روزنامه شرق در چند سال پیش در سالروز مرگ وی ، فرزند بورژوایی ملت ایران ...


درود بر روح پاکش ...


مرحوم بازرگان نفر وسطی می باشد و مرحوم سحابی ( پدر ) سمت چپ هستند .


=====================================================


جملات هفته :

  1. علم الهدی امام جمعه ی مشهد و از حامیان احمدی نژاد در انتقاد به مشائی گفت : ما اجازه ی حضور یک مگس در کنار رئیس جمهور را نمی دهیم !!
  2. مهدی کروبی : به چارچوب های نظام و اصل ولایت فقیه پایبندم !!
  3. محمود احمدی نژاد : 22 بهمن امسال تشیع جنازه ی نظام سرمایه داری است !!!
  4. جواد لاریجانی : هاشمی شخصیت بزرگ و پیچیده ای است !!
  5. علی لاریجانی : نمی توان با فضای توهمی برای کشور برنامه ریزی کرد !!
  6. آیت الله نوری همدانی : خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است .

===================================================


در پایان از همه دوستانی که در نظر سنجی وبلاگ شرکت کرده بودند ، یک دنیا تشکر می کنم و بنا به آرا دوستان ، مطلب  آی آقایان نکند قرار است خدا شوید با اختلاف رای 2 بعنوان برترین مطلب سال وبلاگ انتخاب شد .


هرچند خودم فکر می کردم مطلب مربوط به مرحوم مصدق رای بیشتر بیاره ...


باز هم یک دنیا ممنون ...


از گذاشتن کامنت دریغ نکنید ، مایه دلگرمیه ...


مانی


 
یکشنبه 29 فروردین ماه سال 1389
خداحافظ .... فیلتر شدیم !

خوب بالاخره فیلتر شدیم ...

 

باور نکردنیه ولی شد ...

هیچوقت فکر نمی کردم بابت چهارتا نقد ساده بزنن وبلاگی رو فیلتر کنن و این در حالی بود که همیشه حواسم بود خط قرمزی رو زیر پا نذارم ...

 

بازدید ۲۲۶۷۸ نفر برای من در یک سال و دو سه ماه واقعا افتخار بزرگی بود که موجب می شه صاحب این یاوه نامه ها هیچ وقت لطف دوستانی شبیه شمارو فراموش نکنه ...

 

 

اگه عمری بود و وبلاگی زدیم که هستیم خدمتتون ... و انتهای همین پست آدرس جدید رو می ذاریم وگرنه که ...

 

بگذریم ...

 

 

خلاصه اینکه ما هم رفتنی شدیم ...

 


 

نمی خواد که سخت بگیرید ...

 

خیلی ساده ! خداحافظ  !

 


 
جمعه 13 فروردین ماه سال 1389
چرا عقب مانده ایم ؟!

مطمئنا این جملات عباس میرزا به ژوبر فرانسوی را خوانده اید ! اگر هم نخوانده اید و دچار فقر اطلاعات تاریخی هستید باید عرض کنم که عباس میرزا پسر فتحعلیشاه بود که عده ای اعتقاد دارند که اگر تیفوس نمی گرفت و زودتر از پدر نمی مرد ایران مثل ژاپن فعلی می شد و ...

(( نمی دانم این قدرتی که شما اروپایی ها را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در فنون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن تمام قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه ور و به ندرت آینده را در نظر می گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از سر شماست ؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری می دهد؟ گمان نمی کنم.
اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟... ))

فارغ از عباس میرزا که شاید خودش نیز متوجه عمق قضیه شده ، مسئله مطرح شده همین است که چرا اینگونه شده ...

شاید مثل صادق هدایت ببینم که در کتاب کاروان اسلام و در صفحه آخر این چنین مطرح می کند :



هرچند افکار چپ هم مشابه همین نظر را در بحث استعمار و چاپیدن کشورهای صنعتی و سرمایه دار و ... دارند که اولین مسئله ی مورد نظر در این میان اینگونه خویش را نشان می دهد که نظر مارکس در باب عقب ماندگی مللی مثل ما ، اتهام عقب ماندگی را از ما برداشته و به نوعی ما را در این منظر از جای متهم به شاکی می برد ! و من اینگونه مدعی می شوم که این ، خودش یه گام دیگر عقب ماندگی است !

به عبارت دیگر ، ما چون در این عقب ماندگی هیچ مسئولیتی را بر گردن خویش نمی بینیم به سمت این نگاه می رویم !

و اینگونه به قول صادق زیبا کلام به توهم توطئه دچار می شویم و ...
زیبا کلام در کتاب ما چگونه ما شدیم می نویسد :

شاید اگر ما در عالم واقعیت آنقدر عقب مانده نمی بودیم دلیل نداشت که منظماً به گذشته و به تاریخ و فرهنگمان ببالیم .

البته موکداً اعتقاد دارم که فرضیه توهم توطئه تا حدی صادق است  و همه جا پاسخ گو نیست ولیکن این مسئله را اینگونه هم می بینم که چون ما در قافله صنعتی شدن عقب افتادیم ، آن سرمایه دار و استعمار گر بر گردن ما سوار شده و مقصر اولیه این سقوط خودمان هستیم ...


هرچند که با یک یا دو نوشتار نمی توان دلایل عقب ماندگی را نوشته و آنها را یافت ولیکن تا همین حد که سوالی در ذهن مخاطبان ایجاد شود ، برای ما کافی است .


مانی


============================================


جملات هفته : ( البته مصداق ماه داره )


  1. استاندار خراسان شمالی ، محمد حسین جهانبخش گفت: ملت همیشه در صحنه ایران در دولت نهم و دهم طعم خوش خدمت دولتمردان را چشیدند.
  2. خطیب نماز جمعه تهران آیت الله صدیقی در اولین نماز جمعه سال 89 گفت : ما باید با همت، دنیای غرب و آمریکا را نجات دهیم و ارزش‌ها و اخلاق را در تمام جهان امروز حاکم کنیم. باید همت ما در انقلابی عالمی، حکومت جهانی با رهبری امام زمان (عج) باشد.
  3. احمدینژاد در چهارمحال بختیاری با بیان اینکه در تمامی غرب یک رجل سیاسی شجاع که بتواند در برابر صهیونیست‌های فاسد بایستد و با اقدامات جنایتکارانه آنان مقابله کند وجود ندارد. افزود دولت های مستکبر به دنبال آن هستند تا جلوی قطار پرشتاب پیشرفت ملت ایران را بگیرند، تاکید کرد که سر و صداهایی که این دولت‌ها انجام می‌دهند آبرویشان را بیشتر در سطح جهان می‌ریزند.
  4. محمد باقر قالیباف : اکنون وقت آن است که بین شعار و شعور فرق قائل شویم وی همچنین افزود ، اگر به استغنای اقتصادی برسیم، استقلال سیاسی هم داشته باشیم اما پا روی اخلاق بگذاریم از کشورهای لیبرال هم عقب‌تریم.
  5. آیت الله مقتدایی بعد از فوت آیت الله ابن الرضا ، روحانی شهر خوانسار : آیت‌الله ابن‌الرضا پناهگاه مردم بود .
  6. محمد باقر قالیباف در آخرین نشست مدیران شهرداری در سال ۸۸ گفت: اکنون ۱۴ ماه است که فعالیت و کارجدی در کشور صورت نمی گیرد.
  7. محمد عباس : ایران پشت پرده عدم توافق و شکست آشتی ملی فلسطین است .
  8. دانشجو ، وزیر علوم دولت دهم در نشستس در بندر عباس بعد از شنیدن گلایه های کارکنان و مسئولین گفت : گفت : شما فکر می کنید من کی هستم؟ وزیر؟ من حمالم! در جلسات دولت بیسکوییت هایی به ما می دهند که بز هم انها را نمی خورد. چرا شکایت می کنید من که وزیر هستم صبح که از خانه به دفتر وزارت می ایم قابلمه غذایم دستم است.
  9. خبر ویژه : انتشار مجموعه سخنرانی‌ها و دیدگاه‌های احمدی نژاد در روسیه .
جملات زیاد بود و همین الان 8 تا دیگه هم هست که حوصله ندارم بذارمشون .باشه برا فرصت دیگه ای .

===============================================


بچه که بودیم ( دوران ابتدائی ) خانوم معلم می گفت دو تا خط موازی وقتی بهم میرسند که روی هم بیافتند .  به این می گن بینهایت ... حالا ما که با این اوصاف تا بینهایت هستیم ، بهتر نیست این همه نگرانی نداشته باشیم ؟


تاریخ این روزها زود زود آبستن ِ حادثه می شود . مثل یک دفتر مشق سفید که همون قدیما باید پرش می کردم ، تنت رو بوسه بارون می کنم ، تو فقط سر مشق بده ! فقط سر مشق !


انگار برایم خدایــــــی میکنی ...


===============================================


حوصله وبلاگ نویسیمان به انتها دارد می رسد


مانی


 
جمعه 14 اسفند ماه سال 1388
در باب شیخ فضل الله نوری و سالگرد فوت مرحوم مصدق !

مدتها بود می خواستم تا در باب شیخ فضل الله نوری بنویسم ، مرجع تقلیدی که به زعم عده ای بدنبال مشروطه ی مشروعه بود و به زعم عده ای یک شیاد عقب مانده و سریال جعلی و پر از دروغ تاریخ مشروطه ما را به نوشتن این مهم مجبور ساخت !

از تاریخ تولد و محل زندگیش چیزی نمی نویسیم چراکه اهمیتی هم ندارد و بیشتر مطلب بر سر زمان مشروطه می باشد !


مطمئنا می دانید که شورای نگهبان از یادگار های وی برای جامعه فعلی ایران است !

روشن شدن هویت وی در تاریخ مشروطه ، حداقل مزیتی که دارد تکلیف جهان بینی شتر مرغی را روشن تر می کند که بالاخره شتر است یا مرغ ؟! بالاخره مردم سالاری است یا مسلک سالاری ؟!مشروعیت از طرف مردم داده می شود یا متولیان ؟!؟ حکومت حق مردم است یا مردم فقط نقش حضور در صحنه را دارند ؟!


آنچه که از تاریخ بر می آید این است که وی در مهاجرت کبری که به سمت قم بوده به همراه آیت الله طباطبائی و بهبهانی شرکت می کند و خواستار تحقق وعده های پیشین مظفرالدین شاه می شود و آنگونه که سید احمد کسروی مطرح می کند و دکتر مشکور هم مهر تاییدی برآن می زند ، گویا میان این سه نفر رقابتی بر سر مجتهد اولی شدن تهران بوده که در قم طباطبائی و بهبهانی شیخ را چندان مهم فرض نمی کنند و شیخ با دلخوری پیش از آنکه آنان با مردم به تهران مراجعت کنند به تهران باز می گردد .



از اینجا مخالفت های وی با مشروطه آغاز می شود و در آذر همان سال ( 1285 ) با عده ای بنیادگرایان اسلامی و امام جمعه ی تهران با تشکیل انجمن محمد (ص) از همه ی مسلمین می خواهد تا برای دفاع از شریعت اسلام در برابر مشروطه طلبان کافر در میدان توپخانه جمع شوند !

که جمعیت بسیار زیادی از درباریان شاگردان کلاس شیخ و لوطی ها و دهقانان اراضی سلطنتی و کارگران و فقرا و ... در این میدان جمع شده و شیخ فضل الله در نطقی بر ایشان فرمود : فکر برابری بدعتی خارجی است و بی ثباتی ها و تنزل های اخلاقی و تزلزل های فکری را به میرزا ملکم ارمنی بی دین نسبت داد !و با فحاشی های زیاد به لیبرال های مجلس و سوسیالیست ها و ... و تحریک مردم موجب آن شد که هر کسی که کلاه اروپایی داشت به عنوان مشروطه خواه بی دین مورد حمله و ضرب و شتم قرار گیرد !


در این میان به گفته ی کتاب حیات یحیی وی با گرفتن مبلغ 20 هزار تومان از دربار به نوعی پاداش این مخالفت هایش را هم می گفته !

مخالفت شیخ فضل الله با مشروطه عملا روحانیونی که در خفا از مشروطه بد می گفتند را اعتماد بنفسی داد و موجبات آن شد که مخالفت با مشروطه در بین روحانیون هم شکل تازه ای بگیرد .

آنچه که از سخنان شیخ فضل الله بر می آید این است که وی اعتقاد داشته که بعد فوت پیامبر ، کار سیاست با پادشهان است و کار دین با فقها !

این مسئله را در آنجا می توان یافت که وی در اعتراض به مشروطه خواهان می گوید : اگر مقصود اینان تقویت اسلام است پس چرا انقدر تضعیف سلطان اسلا پناه ( محمدعلیشاه ) را می کردند و چرا به همه نحو تعرضات احمقانه نسبت به سلطان مسلمین کردند !


صادق زیبا کلام در کتاب سنت و مدرنیته یکی از دلایل مخالفت شیخ فضل الله با مشروطه را آزادی بیان و قلم می داند !

وی می نویسد : شیخ فضل الله شریعت را مجموعه ای از باید ها و نباید ها می داسنت که نمی توان وی را درباره ی این باید ها و نباید ها مخیر دانست ! وی همچنین در مورد آزادی می نویسد : از نظر شیخ فضل الله در اسلام حق تعیین قانون و حاکم اصلتا با خدا و ابتدائا از خداست و بس و انسانها در این زمینه واجد هیچ حقی نیستند !


گویا از موارد دیگر اعتراضی شیخ فضل الله که هم زیبا کلام و هم کسروی و هم نظام السلام و یحیی دولت آبادی بر آن تاکید دارند نفس تساوی بین افراد است که در مشروطه مطرح شده بود !


وی اعتقاد داشت که شرع بین مسلم و غیر مسلم و کافر ذمی و کافر حربی تفاوت قائل است و تساوی در برابر قانون تلاشی از سوی بابی ها و بهائیان است برای فرار از مجازات اسلام والا تساوی در قانون اسلام ممکن نیست !

وی در ادامه مطرح می کند که اگر بشر قانون گذاری کند به معنای آنست که قوانین پیامبر کامل نبوده و ضرورت آن را تشخیص نداده که چنین باوری فرد مسلمان را از اسلام خارج می کند !


از دیگر مسائل مورد اعتراض وی مسئله ی تصویب قانون توسط اکثریت بوده که صادق زیبا کلام به نقل از زرگری نژاد می نویسد : در امور شرعی مبنای تصمیم گیری بر اساس اکثریت خلاف شرع است زیرا اساس قاعده اکثریت آرا در مذهب امامیه بی اعتبار است !


ارتجاع وی را زمانی بهتر می توان درک نمود که وی به ناظم السلام می گوید : ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟


مخالفت های وی با مشروطه و مشروطه خواهان موجب آن شد تا محمد علیشاه با سواستفاده از این وضعیت در نامه ای به شیخ موقعیت خویش را مستحکم کند ! وی در این نامه نوشت : حال که مکشوف داشتید تاسیس مجلس با قواعد اسلامیه منافی است و حکم به حرمت داده اید و علمای ممالک هم به همین نحو کتبا و تلگرافا حکم بر حرمت نمودند ، در این صورت ما هم از این خیال بالمره منصرف و دیگر عنوان همچو مجلسی نخواهد شد ؛ لیکن با توجهات حضرت امام زمان عجل الله فرجه در نشر عدالت و بسط معدلت دستور عمل لازم داده می دهیم ...


گذر زمان موجب آن شد که در دوم تیر 1287 عده ای اراذل و اوباش به رهبری وی و عده ای مرتجع به فریاد ما دین نبی می خواهیم مشروطه غربی نمی خواهیم به سمت بهارستان حرکت کنند و لیاخوف روسی به دستور شلیک توپ ، مجلس را به توپ ببندد ...


وی بعد از به توپ بسته شدن مجلس در نطقی گفت : به حمدلله کفرخانه با تایید ولی امر مسلمین ( محمد علیشاه ) ویران گردید و کفار و ملاحده و مفسدینی که در آنجا مامن گرفته بودند به مصداق و من یعمل مثقال ذره شراً یره به سزای اعمال و مفاسدی که علیه اسلام انجام داده بودند رسیدند .


هرچند همین مصداق آیه برای شیخ هم چندی بعد تکرار و شد مشروطه خواهان بعد از پیروزی وی را گرفتند و در دادگاه محاکمه کردند و وی با گفتن جملاتی شبیه این که نه من مرتجع بوده ام و نه سید عبدلله و سید محمد مشروطه خواه ، فقط محض اینکه مرا خوار و ذلیل کده کنار بزنند ، در نزد من و آنها موضوع ارتجاع مشروطیت در میان نبوده ... هم پرده از اختلافات وسیعش با دو مرجع بزرگ تهران یعنی بهبهانی و طباطبائی برداشت و هم از مواضع خویش بسیار عقب نشینی کرد !



دکتر مشکور در باب کشته شدن شیخ می گوید : اعدام شیخ اگرچه موجبات تاسف جمع کثیری شد ولیکن روحانیونی که در نهان و آشکار به مشروطه خواهان و مشروطه بد می گفتند را بشدت به هراس انداخت !


صادق زیبا کلام در آخرین جمله مربوط به شیخ می گوید : اگر وی در زمانه ی ما می زیست و همچنان بر مواضع خویش می ایستاد ، در آن صورت آیا هنوز هم مقام وی به حدی می رسید که نامش را بر بزرگترین اتوبان تهران بگذاریم ؟!


شاید بهتر باشد نتیجه را اینگونه بگیریم که اگر جلال آل احمد با گفتن جمله ی : من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته شد . کسب حیثیتی برای وی کرد وگرنه همه کسانی که در دوره ی مشروطه زنده بوده اند و خودشان وقایع را دیده اند ، مثل کسروی و دولت آبادی و ناظم السلام و ... همگی بر ارتجاعی بودن وی تاکید داشته اند !


صائب مخور فریب ظاهر زاهد ......... که در گنبد ز بی مغزی صدا می پیچد


مانی 


=================================================


امروز ، ۱۴ اسفند ، سالروز فوت مردی است که دو سال جهان را لرزاند ! مردی که در وصیت نامه اش نوشته بود در کنار شهدای ۳۰ تیر خاک شود ولی ...



عکس فوق تصویر مرحوم بازرگان ، فروهر ، سحابی و ... را بر سر مزار مرحوم مصدق نشان می دهد .



عکس فوق تصویر مرحوم طالقانی را بر سر مزار مرحوم مصدق نشان می دهد .

روحش شاد !


توضیح : جمله نخست با مضمون کسی که دو سال جهان را لرزاند از مسعود بهنود در کتاب از سید ضیا تا بختیار است !


=================================================


به دستات بیشتر نگاه می کنم ...

گاهی اوقات که به گذشته ام نگاه می کنم٬ بعضی از خاطرات آن قدر مبهم و دور به نظر می رسند که به شک می افتم واقعا وجود داشته اند٬ یا اینکه فقط زائیده ی ذهن و تخیلات خودم بوده اند...  

کاش برابر تو قدری مهربان تر بودم ...



============================================


جملات هفته :

  1. آیت الله نوری همدانی : هر نظامی جز نظام ولایی طاغوتی است .
  2. الیاس حضرتی بعد از توقیف روزنامه اش ( اعتماد ) : دیشب آسوده خوابیدم ولی جامعه لطمه می بیند !
  3. همسر شهید باکری در پاسخ به ادعای روزنامه رسالت مبنی بر فرار میر حسین از مهلکه در خانه وی : رسالت داستان می گوید !!!!
  4. محمود احمدی نژاد در جمع مردم بیرجند : مستکبران جهان در حال افول و اضمحلال هستند . وی همچنین در ادامه صحبت هایش مدعی شد : مستکبران جهان بزرگترین مانع ظهور امام زمان هستند .
  5. آیت الله مکارم شیرازی : دستگیر شرور درجه اول کشور عنایت امام زمان است .
  6. حبیب الله عسگر اولادی : با امکاناتی که در ایران در دریاها و جنگل ها و معدن غنی و ... که داریم ، می توانیم براحتی 200 میلیون نفر در وسعت یک میلیون و 460 هزار کیلومتر مربع را اداره کنیم .
  7. سردار احمدی مقدم : در پرونده قتل های سریالی آبادان ، پلیش یک متهم را گرفت که وی به قتل ها اعتراف کرد ولی روند قتل ها همچنان ادامه داشت و با دستگیری قاتل اصلی ، فرد متهم که به قتل ها هم اعتراف کرده بود آزاد شد !!!!! که در این رابطه از قاضی و پلیس و آگاهی آن ناحیه شکایت هم شد !
  8. سید حمید روحانی : بهتر است با اعدام دسته جمعی مخالفان ریشه فتنه را خشک کرد !
  9. معاون پارلمانی رییس جمهور با بیان اینکه به تصویب درآمد 40هزار میلیارد تومانی یارنه ها در صحن مجلس امیدواریم، گفت: در صورت تصویب نهایی رقم 20 هزار میلیارد تومان، توزیع نیمی از این درآمد به صورت نقدی بین مردم تورم حاصل از اجرای طرح را جبران نمی کند و قدرت خرید مردم کاهش می یابد.

=========================================


تقریبا همه ی دوستان رو لینک کردیم که اگر کسی از قلم افتاده خودش توی کامنتا بنویسه .

انشالله یه آپ دو روز قبل عید می کنم که مضمون خاصی نخواهد داشت ولی وجودش برای خودم خیلی مهم هست .


نظر هم بدید ، مایه دلگرمیه ...


مانی


 
شنبه 24 بهمن ماه سال 1388
محدوده ی دُم ... !! و آقای رجوی لطفا سکوت !!
نقل است که  رئیس شهربانی تهران روزی به مرحوم مدرس نامه ای می نویسد در آن متذکر می شود که آقای مدرس لطف کنید انقدر پا روی دم ما نگذارید ! و مرحوم مدرس در پاسخ به وی می نویسد که مرحمت بفرمائید محدوده ی دم خود را مشخص کنید چراکه هرکجا که پای می گذاریم دُم شماست !
این روزها بسیار لفظ محارب و توهین به مقدسات و مفسد فی الارض و ... را می شنوم و گو آنکه اهمیتی ندارد که شما از دولت انتقاد کرده اید یا توهین کرده اید یا بوق زده اید !! از موارد اتهامی جوانی بیست ساله با نام س ک بوق زدن در روز عاشورا بوده است .

الحمدلله که برنامه رو به فردا کم بود و رسانه دولتی با علم کردن برنامه ای با نام دیروز امروز فردا ؛ دین خویش را به ملت همیشه در صحنه ادا کرد .
هرچند محمد جواد لاریجانی با حضور در این برنامه نسخه پیچی جالبی برای ملی مذهبی ها کرد و در آخر هم تلاش کرد تا همه اصلاح طلبان را جیره خوار آمریکا و اسرائیل نام دهد ولی نه وی و نه امثال وی مانند حسین شریعتمداری به این سوال پاسخ نمی دهند که وابستگی به اجانب ، مگر فقط به امریکا و اسرائیل است !؟!؟ آیا چین و روسیه در این مقوله جایی ندارند ؟!؟!

نگارنده به عنوان یک اصلاح طلب که اعتقاد دارد ، همانطور که یک ساختمان بعد از چند دهه نیاز به ترمیم و بازسازی دارد مطرح می سازم که با روند فعلی ، تنها و تنها نارضایتی عمیق تر شده و عملا راه هرگونه اصلاحاتی بسته شده و از این دخیل صحبت ها که دانشگاه باید تضارب ارا باشد و باید نقد منصفانه باشد و ... تنها حرف هایی است که بیشتر مشمول فرافکنی می شود چراکه در عمل گویا عده ای حتی تاب نقد هایی ساده را نیز بر خود ندارند و کافی است تا نقدی بر ساحتشان شود تا با برچسب محارب نسخه ایشان را ببندند ...

و این وسط تنها صحبت هایی مانند این جمله از آیت الله بیات زنجانی است که به انسان دلگرمی می دهد :

 محارب کسی است که مردم را به خاک و خون بکشد !

مانی

===============================

آقای رجوی ، لطفا سکوت !

مدتهاست که می خواهم کمی با شما بگویم ، شمایی که نفرین ابدی بسیاری از مادران و پدران این کشور بدرقه ی ابدی شماست !
شمایی که خود را رهبر ایران و همسرتان را رئیس جمهور مردمی ایران می نامید ! و ازدواجتان را انقلاب ایدئولوژیک می نامید !!
شمایی که بخاطر توبه نامه نوشتن و لو دادن همرزمانتان در اواخر دهه 50 بنا به گفته های ارتشبد نصیری از اعدام رهایی پیدا کردید و با تحریم رفراندم سال 58 ، انقلاب نوپا را وارد بحران کردید !
شمایی که در زمان جنگ تحمیلی با ایجاد فضای وحشت در کشور و جنگ های خیابانی و ترورهای بی رحمانه بسیاری از لایقان این انقلاب را کشتید و حتی در این میان منش دوستانه و پدرانه ی مرحوم بازرگان را هم پس زدید و راه را بر هرگونه بحث و گفتمان و اصلاحاتی بستید و منش جنگی را در بر گرفتید و از هر فرصتی برای ایجاد ترور استفاده کردید !

آنچنانکه اگر کفاش و بقالی ریش داشت و جزو بسیج بود با یک قمه حساب و حق وی را می دادید و گویا فراموش کرده اید همکاری با دشمن بزرگِ این کشور ، همانکس که خون پدران و برادران بسیاری را ریخت و خانواده های بسیاری را به عزا نشاند و ...
بیش از این نیاز نیست بگویم ...


شنیده ام چندی پیش در بیانیه ای برای شرکای اروپائیتان خواسته اید تا این جنبش عظیم سبز را از صدقه سری خود معرفی کنید و رهبری بزرگ منشانه ی ! خویش را در این راستا بزرگ بکنید !!!
گفته اید که ای مردم فلان کار را بکنید و بیسار کار را نکنید !

جناب مسعود خان رجوی ، باور کنید که شما مدتهاست منفور این ملت هستید و از شما و گروه کذاییتان که هزاران فرد را بزور در آنجا محبوس کرده اید و دستتان به خون میلیون ها ایرانی آغشته است منفور تر در میان افراد این جامعه وجود ندارد ! پس لطفا جنبش را به لجن نکشید !

مانی

==============================================

تن تو مثل یه پیچک ، تن من مثل یه دیوار ...


برای تنی که خستست تو همیشه جون پناهی ....

=================================================

جملات هفته :

  1. صادق محصولی : دولت احمدی نژاد به اندازه 100 سال گذشته در کشور سالن ورزشی ساخته است !!
  2. آیت الله شجونی : سران فتنه در هر کشوری بودند حداقل به 15 سال زندان محکوم می شدند !
  3. شریعتمداری : احتمال می دهم هدف بعدی جنبش فتنه امام زمان باشد ! وی همچنین تاکید کرد ، فلم برنگ ارغوان فیلم مزخرفی بوده ! وی همچنین تاکید کرد که قاضی مرتضوی در مسائل حساس بزنگاه حاضر می شده است ! 
  4. محمود امدی نژاد خطاب به غرب : ما مثل شما ترسو و دروغگو نیستیم !
  5. محمد مطهری : برخورد بولدزری این است که حرف های کفر آمیز و مشمئز کننده اخیر درباره ی قرآن و امام زمان را به همه اصلاح طلبان نسبت داد ! وی همچنین هشدار داد که چرا ساعت دو نیمه شب به منزل کسی یورش می برند ؟!؟! مگر عملیات فتح المبین است ؟!؟! و در انتها گفت اگر هتاکان ساکت شوند ، خواص سخن می گویند !
  6. در مراسم اختتامیه کتاب سال از سوی حداد عادل مطرح شد : کسانی که از ممیزی کتاب انتقاد می کنند دچار مشکل اخلاقی هستند !

=========================================


مطلب قبلی یه سیر عجیبی در تعداد بازدید کننده هاش داشت که متوجه شدم یکی از مهمانان این سایت که نمی شناسمش لینک مطلب رو به بالاترین فرستاده بود ... ( لطفا دیگه این کار رو نکنید )

یه سری هتاک هم که آی پی هاشون همگی یکی بود ریخته بودن تو کامنتا و خلاصه من نمی خوام بگم کی هست ولی خودش خجالت بکشه ( اینترنت صبا نت و باقیش هم باشه به وقت حاجت  )

17 بهمن گذشته هم سالروز تشکیل دولت موقت بدست مرحوم بازرگان بود ، خود ایشان بعدها گفتند که مرحوم طالقانی موکدا هشدار می دادند که قبول سمت نکنند ولی ...


در ضمن یه مدتیه می ریم وبلاگ دوستان رو ببینیم می بینیم که مارو لینک کردن و یا لوگومون رو هم در وبلاگشون گذاشتن که بسیار مارو شرمنده می کنن   به زودی پاسخ دیپلماتیکی خواهیم داد و ماهم لینک می کنیم 


نظر هم بدید باعث دلگرمیه ...

مانی

 
دوشنبه 21 دی ماه سال 1388
تروریست هایی اسلامی ، رادیکالیسم ارتجاع ...

بعلت طولانی شدن این مطلب و با توجه به اینکه دوستانی که از داشتن ای دی اس ال بی بهره هستند بعلت وجود چندین عکس در این مطلب دچار زحمت می شوند و همینجوریش هم وبلاگ بنده سنگین هست و باز شدنش مشقت بار هست ، تصمیم گرفتیم این مطلب رو صفحه جداگانه بهش بدیم و برای خواندن مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید .

ادامه این یاوه نامه ...

   1      2      3      4      5      6      7    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد ملتی که اومدن این یاوه ها رو خوندن : 42488


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یاوه ها
تموم امید یک خانواده کتاب خوان ، از بچگی فکر می کردن من یه شخصیت جدا از بقیه هستم شاید این توی ضمیر نا خود آگاه خودم هم تاثیر گذاشته باشه که هیچوقت به کم قانع نیستم و همیشه یه سری آمال رو در ذهنم جستجو می کنم بلکه بهش برسم و این وسط تفکر به یک زیبا حتی روابط من در دانشگاه رو هم تحت الشعاع قرار داده .

زیاد دوست ندارم در مورد خودم بنویسم ، ولی شاید بارزترین شاخصه ام رئال بودن و واقع گرا بودنم باشه و  این وسط بارون شاید تنها پارادوکس احساسی من باشه .

باز بپرس من کیم ؟...
 
 
 
free counters